كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

559

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ أَنْذِرِ النَّاسَ و بيم كن مردمان را يعنى اهل مكه را بترسان يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذابُ از روز كه بيايد بديشان عذاب و آن روز مرگ است يا روز قيامت فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُوا پس گويند آنان كه ستم كردند بشرك و تكذيب رَبَّنا اى پروردگار ما أَخِّرْنا بازپس دار يعنى عذاب ما را تاخير كن و ما را به دنيا فرست و مهلت ده إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ تا زمانى نزديك نُجِبْ دَعْوَتَكَ تا اجابت كنيم دعوت ترا يعنى آن كسى را كه بتوحيد خواند وَ نَتَّبِعِ الرُّسُلَ و پيروى كنيم فرستادگان را أَ وَ لَمْ تَكُونُوا در جواب ايشان گويند فرشتگان آيا نبوديد شما كه از روى مبالغه أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ سوگند مىخورديد پيش ازين در دنيا كه شما پاينده خواهيد بود ما لَكُمْ مِنْ زَوالٍ نباشد شما را هيچ زوالى مراد آنست كه مىگفتند كه ما در دنيا خواهيم بود و بسراى ديگر نقل نخواهيم فرا نمود وَ سَكَنْتُمْ و ساكن بوديد شما فِي مَساكِنِ الَّذِينَ در مسكنهاى آنان كه ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ستم كردند بر نفسهاى خود چون عاد و ثمود وَ تَبَيَّنَ لَكُمْ و ظاهر شد مر شما را كه كَيْفَ فَعَلْنا بِهِمْ چگونه كرديم بديشان يعنى مشاهده كرديد در منازل ايشان آثار نزول عذاب را وَ ضَرَبْنا لَكُمُ الْأَمْثالَ و مثلها زديم براى شما از احوال ايشان وَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ و به درستى كه كوشش كردند در حيله‌گرى آنچه نهايت مكر ايشان بود وَ عِنْدَ اللَّهِ نزديك خداى است مَكْرَهُمْ جزاى مكر ايشان وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ و به درستى كه بود مكر ايشان در سختى و هول ساخته و پرداخته لِتَزُولَ تا از جاى برود مِنْهُ الْجِبالُ از ان مكر كوهها جبال مثل احكام شريعت حضرت پيغمبر عليه السلام است يعنى كافران حيلها انگيختند تا چيزى را كه ثبات و رسوخ چون جبال راسيات است زائل گردانند و اين محال است بيت هست باد مكر ايشان كهربائى * كى تواند كوه را بردن ز جاى در معالم از مرتضى على كرم اللّه وجهه نقل فرموده كه اين آيت در قصّه نمرود جبّار است كه چون سلامتى ابراهيم عليه السلام از آتش مشاهده كرد گفت بزرگ خدا دارد ابراهيم كه او را از آتش برهانيد من مىخواهم كه بر آسمان روم و او را ببينم اشراف مملكت گفتند كه آسمان به‌غايت مرتفع است و برو رفتن به‌آسانى ميسّر نشود نمرود نشنيد و بفرمود تا صرحى بساختند به مدّت سه سال به‌غايت بلند و چون بر آنجا رفت آسمان را همچنان ديد كه از زمين مىديد بروز ديگر آن بنا بيفتاد و ساختن و افتادن آن در سوره نحل رقم ذكر خواهد يافت ان‌شاءالله تعالى القصه چون آن صرح از پاى درآمد و خلق بسيار هلاك شدند نمرود خشم گرفت و گفت به آسمان روم و با خداى ابراهيم ع كه مناره مرا بيفگند جنگ كنم پس چهار كركس را پرورش داد تا قوّت تمام گرفتند صندوقى چهارگوشه بساخت و دو در يكى فوقانى و ديگرى تحتانى درو راست كرد و بر چهار طرف او چهار نيزه كه زير و بالا توانستى شد تعبيه نمود پس كركسان را چند روز گرسنه داشتند و چهار مردار بر سر نيزه‌ها كرده اطراف صندوق را بر تن كركسان بربستند ايشان از غايت جوع ميل به بالا كرده جانب مردار پرواز نمودند و صندوق را كه نمرود با يك تن ديگر در آنجا نشسته بود به هوا بردند بعد از شبانروزى نمرود در فوقانى گشاده نگاه كرد آسمان را به همان حال ديد كه به زمين مىديد رفيق خود را گفت تا در تحتانى را بگشاى و بنگر تا چه مىبينى آن‌كس نگاه كرد و جواب داد كه غير از آب چيزى ديگر نمىبينم بعد از شبانروزى ديگر كه باب فوقانى بكشاد همان حال بود كه روز سابق مشاهده نمود و رفيق وى كه باب تحتانى بكشاد بجز دود و تاريكى چيزى مشهود نبود نمرود بترسيد و نيزه‌ها را با مردار سرنگون ساخت و گرسان ميل به زير كردند و در وقت فرود آمدن آوازى مهيب از اجنحه كركسان ظاهر شد كه كوهها از فزع آن نزديك بود كه از اماكن خود زائل گردند فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ پس مپندار خداى را مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ خلاف‌كننده وعده خود مر پيغمبران را يعنى وعده نصرت كه رسل ع را فرموده آنجا كه گفت انا لننصر رسلنا ، كتب اللّه لاغلبن انا و رسلى خلاف نكرد و نخواهد كرد و ترا بر دشمنان مظفر و منصور خواهد ساخت إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ به درستى كه خداى غالبست ذُو انتِقامٍ خداوند انتقام يعنى خواهنده كينه اوليا از أعداء .